حال همه ما خوب است، اما تو باور نكن
سلام
حال همه ما خوب است
ملالی نیست
جز گمشدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بیسبب میگویند
با این همه... عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی میگذرم
که نه زانوی آهوی بیجفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بیدرمان
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پراز هوای تازه باز نیامدن است٬
اما تو لااقل حتی هر وهله گاهی هرازگاهی
ببین انعکاس تبسم رویاشبیه شمایل شقایق نیست
راستی خبرت بدهم خواب دیدم
خانهای خریدم
بیپرده
بیپنجره
بی در
بیدیوار
هی بخند...
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است
من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید
ازفراز کوچه ما میگذرد.
باد بوی نامههای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری
نه ...ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد٬
ساده باشد
بیحرفی از ابهام آینه
از نو برایت مینویسم:
حال همه خوب است
اما تو باور نکن.
"سيد علي صالحي"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:22 توسط سوری
|
من را دوست بدار