شب بخیر

 

امشب هم بدون شب بخیرِ تو

به خواب می‌روم!

تا صبح را

خدا به خیر کند...

 

 

برف

 


برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...
پاشو ببین چه برفی اومده !
برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش،
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی را درست یادم نیست در میان افکار، یخ زده بودم!
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم ،
برف بیست و پنج سالگی به بعد فقط سرد بود و سرد بود و سرد...

 

بهشت

 

بهشت می تواند

کسی باشد که دوستش داری

کسی که دوستش داری می تواند بهشت باشد

و مهم نیست اگر غروب ها

به جای نهرهای شیر و عسل

با قرصی نان تازه به خانه بیاید